ای مرگ سراغت زمی دوست بپرسم من می نخورم از غم این مرگ نترسم
معشوق چو با مرگ مرا زندگی اموخت من مردم و این مرگ به حالم چو دلش سوخت
****
ای مرگ اجل با من مسکین نشود جفت داند که نیرزد بر من مرگ بسی مفت
من مرگ نخواهم اجلم زهر فراق است غمخوانه ی قلبم چو که بی مرگ یراق است
دنیای سیه چشم به من مرگ نیاموخت کین دل زفراق اجل مرگ بسی سوخت
****
ای مرگ سراغ من مجنون صفت اکنون تو بیا تا بگویم شرح درد عالم مستی به تو
|
+| نوشته شده توسط
علی رودسرابی در پنجشنبه یازدهم آبان 1385
|